/ 5 نظر / 4 بازدید
احسان

...حرف هایی هست برای نگفتن که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورد... [گل]

ورجاوند

ای عرب! خانه نهادی و نگفتی خام است کفر کردی و نگفتی که چه در فرجام است چشم بستی و ندیدی که در آن یوم شگفت چه پدید آمد از این پرده بر این قوم شگفت ×× چه توان کرد فراموشی گُل در گِل را؟ دین کامل شده و مردم ناکامل را غول گرمازده را چشمه و مرداب یکی است کورِ بینا شده را گوهر و شبتاب یکی است ×× کفر کردی بشر! این عید مبارک بادت پس از آن، دوزخ جاوید مبارک بادت از چنین جاه و حشم ، شیر شتر نیک تر است سوسمار از شکم و کیسه ی پر نیک تر است ×× تا از این پس نرود گفته ی پیر از یادت آفتابی که بر آمد به غدیر از یادت

محمد

سلام نیستی شما؟ یاعلی

هومن

شاید عکس ها و مکان ها خیلی مهم نباشند. شاید مرام و معرفت و دانش درگذشتگان مهمتر باشد.