آرزو


مرد پول را تا کرد و بلند گفت ایشالله به مرادت برسی
گویا تلنگری بود برای دل خسته ی من

سرم را از گنبد برگرداندم.


زیر لب زمزمه کردم:


همه هست این آرزویم که ببینم ز تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی
همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدم به سوی ما نه بنشین کنار جویی

 

/ 3 نظر / 7 بازدید
رجا

کاش مي آمدي کاش همه جا بوي عطر نرگس مي گرفت کاش احساس ما جان مي گرفت کاش اندر هياهوي زمين فرياد ما تا بيکران آسمان ها مي رسيد کاش آن تک نداي تک سوار زودتر از اينها به گوشم ني رسيد

ورجاوند

چه زیان تو را هم؟ خطرش اینه که شما اگه به آرزوهات برسی ممکنه اصل مراد رو فراموش کنی برادر!

خودم

راست مي گي ورجاوند شايد اينقدر بي ظرفيت باشم متشكرم