چرخ دنده

دیشب قسمت شد تا با یکی از دوستام به یک تئاتر برم.

اسمش چرخ دنده بود. به نظر من که تئاتر خیلی خوبی بود. داستان از این قرار بود که دو گروه با تفکرات متضاد دربرابر هم قرار گرفته بودند.

یک گروه طرفدار تفکر انتظار بود و دیگری مخالف آن.

آن ها سال های پیش با هم تفاهم نامه‌ای امضا کرده بودند تا بین خود دیواری بکشند و هیچ گروهی نباید به منطقه ی دیگری وارد می شد و تبلیغات می‌کرد.

اما گروه مخالف تفکر مهدویت و انتظار با استفاده از امکانات پیشرفته ی خود به آرامی به آن طرف دیوار نفوذ کرده بودند. آنها با اینترنت پرسرعت و ماهواره و هزاران چیز دیگه افرادی رو از اون سوی دیوار جذب کرده بودند.

عده ای آزاد اندیش هم به فکر مقابله با این تهاجم افتادند و شروع به تبلیغ مهدویت در آن سوی دیوار کردند تا شاید...

اما پس از مدتی آن ها دستگیر شدند و...

داستان از این جا شروع می شه...

 این نمایش باعث شد که من اون موضوعی رو که می خواستم دربارش بنویسم رو پیدا کنم.

تصمیم گرفتم تا شما رو در پست های بعد با یه فرقه‌ای که مخالف تفکر مهدویته آشنا کنم.

تا اون موقع یکم صبر کنید لطفا.


 

/ 1 نظر / 7 بازدید
حقیرنا

سلام سائلنا منتظرم