یکبار هم مسیر دلم سوی تو نبود/ اما مسیر تو به من افتاد بارها...

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در حال خروج از مسجد بود اما خندان و شاد... روانه ی منزل دخترش شد که با جانش٬ برادرش٬ امیرالمومنین علیه السلام مواجه گردید... علی علیه السلام علت خشنودی ایشان را پرسید و همراه پیامبر صلی الله علیه و آله شد تا به خانه روند...

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: جبرائیل بر من نازل شد و از جانب خدا پیام داد که نیمی از شیعیان علی را می بخشم. امیرالمومنین علیه السلام  به سجده افتاده و خدا را سپاس گفت. وقتی برخاست قطرات اشک را از چهره سترد و دست به دعا بالا برد و فرمود: خداوندا من نیز نیمی از حسناتم را به شیعیانم بخشیدم...

فاطمه ی زهرا علیها السلام که تا آن لحظه شاهد ماجرا بود فرمود: من نیز به امامم اقتدا می کنم و نیمی از حسناتم را به آن ها می بخشم...

امام حسن علیه السلام هم بی درنگ فرمود: من نیز چنین می کنم.

امام حسین علیه السلام نیز سر به آسمان بالا گرفت و فرمود: خدایا من هم نیمی از حسناتم را بخشیدم.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز تاب نیاورد و فرمود: من هم نیمه ی حسناتم را به شیعیانت بخشیدم...

و جبرئیل بود که باز پیام آورد....

یا رسول الله! خداوند می فرماید: شما هر چه دارید همه از من است... حال که چنین است من گناهان شیعیان علی را می آمرزم... اگر چه به اندازه ی کف دریاها باشد... اگرچه به اندازه ی ریگ های بیابان ها باشد...

***********

جان به
قربانت آقا!

شنیده
بودم که وارث کمالات اجداد خود هستی...

و این
تویی که در سرداب مقدس حسناتت را با گناهان شیعیانت معامله می کنی...

خدا نیز
بی شک اجابت می کند خواسته ی پر رافتت را...

خوب ترین
میهمان خدا!

در این
ایام٬ آن هنگام که دعای سحر می خوانی٬ آن هنگام که لب به افطار باز می کنی... آن گاه که
صدای العفوت فرشتگان را در هم می پیچد و لرزه های شانه ات دل ما سوا را می لرزاند٬ مرا هم دعا کن...

برداشته شده از وبلاگ بوم دل

/ 0 نظر / 35 بازدید